تبليغاتX
وصال
مختلف
دوستان خوبم سلام!

ماه مبارک رمضان ماه پر خاطره ایه. یادآور لحظه های حساس تاریخ اسلام. هم یادمان های خوش و هم روزهای حزن انگیز. ولادت امام حسن مجتبی(ع) و معراج پیامبر دو خبر سرور آفرین و از طرفی شهادت حضرت زهرا(س) بنا به قولی- ضربت خوردن و شهادت امیرالمومنین(ع)- وفات حضرت خدیجه(س) خبرهای حزن آور این ماه دوست داشتنیه.

منم کم کم دارم  آماده می شم برای رفتن به مهمونی! اونم از نوع خاص خودش! همون مهمونیی که به روحمون طراوت و شادابی می ده و به قلبمون آرامش و صفا.

عزیزان امیدوارم خداوند به همه مون توفیق شرکت در این مهمونی رو بده.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 13:0  توسط وصال  | 

 

يكي از دغدغه هاي والدين مسأله امتحانات فرزندانشان و نمرات آنها در كارنامه درسي شان مي باشد. شادماني والدين به دليل موفقيت يا برعكس، ناخرسندي آنان بخاطر عدم موفقيت فرزندان امري طبيعي است.

اما آنچه بايد مورد توجه باشد چگونگي و شيوه برخورد با نمرات فرزندان مي باشد.

نحوه برخورد والدين با دختران و پسران موفق يا ناموفق و تأثير رفتار و گفتار آنان بر شخصيت فرزندان فوق العاده مهم مي باشد.

در برخورد با دختران و پسران موفق لازم است پدر يا مادر به وعده خود عمل نمايند و چنانچه پيش از شروع امتحانات قول و قراري و جايزه اي گذاشته اند، در صورت موفقيت حتماً به وعده خود وفا كنند و جايزه مورد نظر را تهيه نمايند. البته در اين ارتباط لازم است پدر و مادر دو نكته را در نظر داشته باشند:

اولاً فرزندان را عادت ندهند كه صرفاً براي تصاحب جايزه درس بخوانند. اين امر موجب خواهد شد تا آنان در سنين بالاتر انگيزه لازم براي كار و تلاش نداشته باشند. والدين بايد به فرزندان خود بياموزند كه موفقيتي كه پس از كار و تلاش حاصل مي شود ارزنده ترين جايزه و والاترين پاداش است.

ديگر اينكه والدين بايد توجه داشته باشند كه ميزان توقعشان از فرزندان بايد متناسب با توان آنان باشد. به عنوان مثال اگر انتظار داشته باشند دانش آموزشان كه در امتحانات قبلي اش معدل پاييني داشته ظرف مدت كم و در امتحانات بعدي معدل بالايي داشته باشد، توقع به جا و معقولي نخواهند داشت و معمولاً چنين اتفاقي نخواهد افتاد. در چنين شرايطي اغلب يكي از دو راه زير را انتخاب خواهد كرد:

يا با توجه به توان خود هدف را دور از دسترس ديده و براي رسيدن به آن تلاش چنداني از خود نشان نخواهد داد و يا براي رسيدن به هدف تلاشي خارق العاده و خارج از توان و ظرفيتش از خود نشان خواهد داد. در هر دو صورت والدين نتوانسته اند در فرزندشان ايجاد انگيزه نمايند. چرا كه او را به فعاليتي طاقت فرسا و شكننده وادار نموده اند. فعاليتي كه پاياني جز شكست و محروميت نخواهد داشت. شكستي كه اگر با بي توجهي و سهل انگاري تكرار شود تأثير بسيار نامطلوبي بر شخصيت پسران و دختران دانش آموز خواهد گذاشت و والدين بدون اينكه بخواهند با تعيين اهدافي دور از انتظار و غير معقول و زمينه سازي براي شكستهاي پياپي، عملاً ظرف تجربه هاي فرزندانشان را از تجربه هاي تلخ شكست و ناكامي پر مي كنند. در نتيجه اين تعامل ناموفق، دانش آموز اعتماد به نفس خود را از دست داده، ميزان توقعش از توانايي هايش نقصان يافته و همواره به دنبال اهداف و مسيرهايي خواهد بود كه بتواند به آساني و با كمترين هزينه  به آن برسد. او تبديل به انساني خواهد شد كه بلند همت نيست و خود را بدشانس و اقبال دانسته و زمينه شخصيتي مساعدي براي افسردگي دارد. لذا والدين بايد هوشيار باشند تا با دست خود موجبات شكست دلبندانشان و عدم بهره وري آنان از توانايي هاي خدادايشان نشوند.

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 17:31  توسط وصال  | 

 

هر چند من ندیده ام این کور بی خیال

این گنگ شب که گیج و عبوس است

خود را به روشن- سحر

نزدیک تر کند-

لیکن شنیده ام که شب تیره- هر چه هست

آخر ز تنگه های سحرگه گذر کند...

(احمد شاملو)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 11:54  توسط وصال  | 

 

انوار جانبخش علم را بر قلبم تابانیدی و مرا از سر درگمی در صحرای سوزان و ظلمت زده جهل و نادانی رهانیدی- سپاست می گویم ای معلم! سپاسی که جوشان است به زیبایی جوشش چشمه و لطیف است چون گلبرگ گل سرخ.. تحسین می کنم بردباریت را و سپاس می گویم محبت بی پیرایه ات را!

معلم عزیزم زبان و قلمم قاصر از توصیف گوشه ای از زحمات توست پس سپاسم را بپذیر با گرمی قلبت و صفای روحت. بپذیر و آن را بر صفحه تاریخ بنگار تا بیانگر مقام عظیمت باشد ای معلم!!!

خانم آیت اللهی( دبیر ادبیات)- خانم مستقیم(دبیرعربی)- خانم وثوقی(دبیر ریاضی)- آقای احمدزاده (دبیر ادبیات)- خانم کوچک زاده(دبیر بینش اسلامی) و ... خاطراتتان در یادم همیشه ماندگار است. امیدوارم هر جا که هستید سرشار از سلامت و سعادت باشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 10:54  توسط وصال  | 

 

پروردگارا دلم سرگشته- قلبم پریشان و لطف و رحمتت بی پایان.

تو عالم به هر چیز و من عاجز. تکیه گاهم تویی نجاتم بده.

الهی! نور ایمان را در دلم منور. بهترین روزها را مقرر و سرانجامم مظفر گردان.

پروردگارا! نعماتت را شمارش نتوانم و عنایاتت را ستایش نتوانم. تنهاییم را فقط با یاد تو سر کردن توانم.

خدایا هر چه آلودگی دنیوی است از من دور و آسودگی اخروی را نصیبم گردان.

الهی!  با کوله باری از گناه و شرمندگی در نیایشم و تو همه بخشایشی.

معبودا! سلامت جسم و فکرم را فقط در راه خدمت به خلق تو و رضای تو می طلبم.

مرا از یاد خودت غافل مکن و لحظه ای مرا به غیر خودت سائل مکن.

خدایا از تو استعانت می طلبم یاریم کن تا بتوانم تواناییهایم را ارزیابی کنم و انسان مثبت اندیشی باشم.

و فقط به خوبیها بیندیشم ...

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 10:16  توسط وصال  | 

 

احساس می کنم تازگیا خیلی حساس و دل نازک شدم همیشه اینقدر نازک نارنجی نبودم دلیلش هر چی که باشه دلم نمی خواد حتی یه لحظه فکر کنم که از افسردگیه!

از اینکه مثل بعضیا بگم افسردگی گرفتم متنفرم. چرا که خوشبختی خودم رو باور دارم و سعی می کنم موقعیتم رو از طریق شایدها و ممکن ها ارزیابی کنم.

این روزا مد شده که آدما تو هر سنی که باشن با کوچیکترین ناراحتی میگن افسردگی گرفتیم. همین تلقین خودش کافیه تا اگه افسردگی هم نداریم خودمونو افسرده کنیم!

به هر حال هنوز هم نمی دونم علت این حساس شدنم چیه؟ شاید هم اشکال از غدد اشکی چشمم باشه؟!!! یا اینکه دچار نقص فنی شدم! خوب بگذریم...

بنظر من عوامل شخصیتی مثل تسلط داشتن بر زندگی - داشتن خانواده و دوستان ارزشمند- انعطاف پذیری- امیدواری- هدف داشتن- عشق و علاقه و کار و فعالیت همه و همه می تونن قدرت سازگاری رو در انسان بیشتر کنن.

هم چنین در سوره رعد آیه۲۸ اومده: آگاه باشید که دلها به یاد خدا آرام می گیرد آنان که ایمان آورده اند و کارهای نیکو انجام می دهند بازگشت نیک و خوشبختی واقعی برای آنهاست.

بنابراین از دیدگاه قرآن و اسلام فراموشی از یاد خدا- طمع- شرک- شهوترانی- کوتاهی در انجام وظیفه- و نداشتن ایمان به خداوند متعال در ایجاد افسردگی موثر است.

شاد باشید...

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 8:35  توسط وصال  | 

زندگی مثل پیانو است. دکمه های سیاه برای غم ها و دکمه های سفید برای شادیهاست. آن زمانی می توان آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سیاه و سفید با هم به صدا درآیند.

(بالزاک)

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 12:21  توسط وصال  | 

سلامی دوباره به سرسبزی بهار و به یکرنگی آب و آینه به دوستان و همراهان با طراوتم که با همراهی گرمشون منو دلگرمتر می کنند.

با عرض پوزش از شما بزرگواران به زودی با شما خواهم بود و باز هم خواهم نوشت.

می نویسم پس هستم!

****************     

سال که داشت تموم می شد یکدفعه به خودم اومدم که وای یک سال از عمرم گذشت!

یکسال پیرتر شدم! و باز به مرگ نزدیکتر...

اما با نگاهی به طبیعت سرسبز طبیعتی که با اومدن بهار دوباره زنده می شه کمی امیدوارتر شدم.

وقتی بهار میاد و شکوفه ها در  میان دیگه نگرانی از دلم بیرون میاد.

امیدوار به رحمت خدا می شم و دیگه از مرگ هراسی ندارم. چون به این باور می رسم که عبور از مرگ رسیدن به حیاتی جاودانه و تازه تره.

البته به شرط اینکه تموم حواسم باشه که فصلهای دیگه زندگیمو به خوبی پشت سر گذاشته باشم.

اینجوری دیگه احساس نا امیدی نمی کنم.

اومدن بهار بر همه بهار دوستان مبارکباد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 11:1  توسط وصال  | 

عید سرسپردگی و بندگی بر همه سالکان راه ابراهیمی مبارکباد.

الهی توفیقی ده تا اسماعیل نفسمان را در قربانگاه دل قربانی کنیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 7:53  توسط وصال  | 

 هر سال در شب یلدا خونه مامانم جمع می شیم و درازترین شب سال رو جشن می گیریم و سعی می کنیم تولد خورشیدرو پاس بداریم چون قدیمیا این شب رو شب زایش خورشید می دونن.

دختر و پسر ۸ساله دوقلوی من می گن مامان ما حسرت می بریم که پدر بزرگ و مادربزرگ پدری نداریم این حرف اونا منو حسابی غمگین می کنه انگار اونا هم می دونن که وجود بزرگترا مایه برکت زندگیه اما خدا روشکر می کنم که با توکل به خودش برای اونا شادیها رو خلق می کنم و نمی ذارم غصه بخورن و خدا رو شکر می کنم که همسر و فرزندان با احساسی دارم.

توی این شب با همه شادیها و خوش گذشتنها فقط جای خالی پدرم و پدر و مادر همسرم توی دلمون رو خالی می کنه روحشون شاد و پر از آرامش باد.

خدایا به همه بزرگترها طول عمر با عزت و  به زندگی همه ما برکت و رحمت عنایت فرما. آمین یا رب العالمین

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 8:57  توسط وصال  |